۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

I think you owe me a greaat big apology

اتاق عمل ... سزارين ... صداي دستگاه مانيتورينگ
بچه كبود و نحيف در دستهاي دكتر
دكتر كه به نمايندگي از تمام دنيا در ماتحـت بچه مي زند
- نبض نداره
ساكشن .... آمبو زدن .... ماساژ قلبي
- هركاري تونستيم انجام داديم ... متاسفانه بچه دووم نياورد

پايان خوش
بر آغازي هولناك كه در انتظارم بود