۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه


کمی بعد از غروب
قرعه کشی بزرگ با جوایز نقدی وغیر نقدی
مردم در حال خرید
امشب شب مهتابه حبیبم را می خوام
عابران بی توجه
حبیبم اگر خوابه طبیبم را می خوام
چند تا زن در حال خریدن رنگ مو توی داروخونه در سمت چپ پاساژ
مست است و هشیارش کنید
یک زوج در حال بستنی خوردن در منتهی الیه سمت راست پاساژ
خواب است و بیدارش کنید
دختر و پسر سیاه پوش تیکه داده به سکوی جلوی مسجد
در آستانه‌ی تعطیلات نوروزی ...
برای چند لحظه چیزی توی دست پسر برق میزنه
داره از ابر سیا خون می چکه
کماکان عابران بی توجه
برای دریافت آهنگ های پیشواز ...
دختر و پسر بالای سکوی روبروی مسجد می ایستند
خواب از سر خفتگان بدربرد
نگاه ها متوجه‌شان می شود

ویک صبح زیبای پر انرژی رو آغاز می کنی .‏..

نود ثانیه
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
چیز براق چاقوی دوتیغه بود ، تاشو
چون باید خیلی بخندیم . می فهمی؟
پسر و دختر دستهاشونُ روی دسته‌ی فشار میدن
ولی نتیجه‌اش انباشت یک خروار نفرت ...
چاقو رو بین خودشون نگه میدارن
واقعن همین؟
سی ثانیه
نشاط و سرزندگی
دست چپ پسر روی کتف دختر راست ، دست چپ دختر روی کتف راست پسر
طبل بزرگ زیر پای چپ
همهمه
اشاعه فرهنگ مثبت نگری و موفقیت
یک قدم به جلو
از افتخارات این مرز و بوم
جیغهای ممتد
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ



۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

همینک بشویم به خون چنگ را



نماز باران می خوانند.
از اسمان ناپالم می ریزد .
گه و گوهر یکیست اینجا .
و گاهی گوسفندان گه می خورند و گوهر می ریـنـند .
قهرمانان دست به عصا ، چین به پیشانی از درد بواسیر و فتخ .
و سیاه پوش سیاه موی سپید رو در سکوت نظاره می کند
و سپید پوشِ سپید ریشِ سپید مو ژتون می فروشد
یک شب طولانی با افکار شما و اعتقادات شما و کودکی او و آرامش تو .
یک شب طولانی و صبحش از فرج معصومیت چرک و خون بیرون می زند .
رستگاری از آن گوسفندان است.
و سرب داغ سهم دیگران است .






Eye for an eye? We kill for an eye



به چه می اندیشیدی وقتی گیسوانت لای چرخ موتور تافته می شدند؟

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

Withdrawal


[Empty Office - The Only Light Comes From The Computer Screen ]


- : I'm thinking about death . Again . And money .
And how I have nothing to hate like before and that's probably why I don't feel alive anymore .

P :All these years you sat there in the corner ....
You sat there YOU PASSIVE F U C K and you waited .
Hopefully Someday , Someone does Something to change this whole thing .
You lie to yourself ... I understand . it's a survival thing . Can't blame ya for being weak ...

- : I'm not gonna argue with you about strength . Open your f u c k ing eyes .

P : Are you comparing yourself to these INSECTS and feeling superior ? If I could feel anything I'd feel sad for you and sorry for me ...

- : I can't take your blabbing in my ear all over again . I need to go back to drinking .

P : You Used to somebody ... What happened ? They cut your balls off ?

- : I was nobody .
I am nobody .
I didn't even try ...
Now shut the f u c k up ... I need to finish this tonight .

۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

بر شماست



از حکیم ملول پفـ.یوس بزرگ نقل شده که :


"اگر دیدید کسی دارد جمله‌اش را به این صورت شروع می کند :
توی همین اروپا و آمریکا هم ....
توی کشورهای غربی هم ...
تو خارج هم ....
تو ( اسم کشور توسعه یافته ) هم ....

خود این آمریکاییا / اروپاییا / ژاپنیا / ( شهروندان یک کشور توسعه یافته ) هم ...



با تمام قوا برینید بین دو ابرویش . "

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

فیلم به مثابه دوادرمان



آن چه در زیر می آید فهرست ناقصیست از فیلم هایی که بار ها دیده شدند ( حداقل ده بار) و باز هم بارها دیده خواهند شد و استفاده‌ایست فرصت طلبانه از یادآوری‌ ایشان . باشد که فولان و بهمان



مثل آن نیامده و نخواهد آمد . تنها فیلمی که دیدم از کتابی که بر اساسش نوشته شده بهتر دراومده .
آهنگ پایانی فیلم :




یه مدتی خیره شدم به مانیتور که یه چیزی اینجا بنویسم . بعد دیدم کار بی‌هوده‌ایه.

آهنگ مشهور شروع فیلم :






جامعه شناسید ؟ ضد اجتماعی هستید ؟ از زمان اتفاق افتادن کشتار کلمباین به طرز بیمار گونه‌ای اخبار مشابه را دنبال می کردید؟ علاقمندید به واکاوی علل خشونت کور ؟ طرفدار فیلم های مستند نمایید ؟ هیچ کدام ؟
این فیلم پاسخگوی تمام نیاز های شماست و فراتر از آن



اگر این فیلم رو رو به این صورت می ساختند که فقط هیث لجر دیالوگ هاش رو به دوربین می گفت هم باز من راضی بودم .



یه ضرب المثل قدیمی در یه جایی باید گفته باشه که هر وقت فرصت کردید سه قسمت اول اره رو ببینید . گاهی در ساختار تله ها تامل کنید . پاشون زحمت کشیده شده.
آهنگ تم سومین قسمت :





از هر روزنه‌ای نگاه کنید خوبه . چه ذکر مصیبت سایکولوژیک ، چه تلاش تقریبا موفق ساموئل جکسون برای بلوز خوندن و نواختن و چه جذابیت های بصری کریستینا ریچی . حتی آخر فیلم ممکنه به این نتیجه برسید که پیام ایدئولوژیکی که فیلم یواشکی سعی کرد به خورتون بده زیاد هم آزارنده نبود .
از عجایب این فیلم اینه که متوجه میشید جاستین تیمبرلیک می تونه گاهی در زندگیش کار مفید هم بکنه .
آهنگ بلوز با اجرای ساموئل جکسون :





ارجاع میدم به صحنه‌ی آخر فیلم و آهنگ خارق العاده‌ش :



توی فیلم خیلی دقت به خرج داده شده که زمان مصرف هر مخدر عکس العمل بدن با جزییات ثبت بشه . پیش اومده اهل فن با دیدن این فیلم به شهود برسن و نعره بزنن از فرط همذات پنداری.
آهنگ فیلم هم باید خاطر نشان بشه که هم اهل این فن و هم اهل اون فن متوجهند که چقدر خوبه




این رو بیشتر از قسمت اول ( سکوت بره ها ) پسندیدم . کاش جودی فاستر پیشنهاد نقش کلاریس رو رد نمی کرد.



۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

توهم رقت انگیز



Would you look away Ma’am?

Would you leave him alone?

Lest you be the reminder of a bed of bloody thorns

In a dead December night

A man awaits his demise

He melts as he could see , her eyes beneath your eyes

This pathetic pile of ashes

This shadow of a man

Has The Devil beneath his skin but has a bottle in his hand

A man so fragile

Who gets tortured by a painting

A loss so lethal

That makes him shriek when it’s raining

The poor man caught in nightmares , barely makes a whisper :

If only someone was kind enough to do some charity

And wasted a little bullet to put him out of his misery


--------------------------------------


می شود نگاه نکنید خانم ؟

می شود راحتش بگذارید؟

و یادآور تختی با میخ های خونین نباشید

شبی بی روح در دسامبر

مردی منتظر مرگ است

چشمان او را در پس چشمان تو می بیند و تحلیل می رود

این توده‌ی رقت بار از خاکستر

این سایه‌ی باقی مانده

از مردی که شیطان در جلدش و بطری در دستش است

آنقدر نحیف که که دیدن یک تصویر آزارش می دهد

مصیبتی چنان مرگبار که وقت باران به ضجه وادارش می کند

مرد بیچاره گرفتار کابوس ، به سختی زمزمه می کند

کاش کسی آنقدر رئوف بود

که گلوله‌ای به رسم صدقه خرج او می کرد.



--------------------------------------------

بخشی از پروژه‌ی حوا

وبلاگ گروهی مونان