نماز باران می خوانند.
از اسمان ناپالم می ریزد .
گه و گوهر یکیست اینجا .
و گاهی گوسفندان گه می خورند و گوهر می ریـنـند .
قهرمانان دست به عصا ، چین به پیشانی از درد بواسیر و فتخ .
و سیاه پوش سیاه موی سپید رو در سکوت نظاره می کند
و سپید پوشِ سپید ریشِ سپید مو ژتون می فروشد
یک شب طولانی با افکار شما و اعتقادات شما و کودکی او و آرامش تو .
یک شب طولانی و صبحش از فرج معصومیت چرک و خون بیرون می زند .
رستگاری از آن گوسفندان است.
و سرب داغ سهم دیگران است .
|