پست شخصی نوشتن در حیطه ی کار من نیست ولی بیکاری باعث میشه پناه بیاری به همه ی سوراخ سمبه هایی که قبلا ول کرده بودی . کاریش نمیشه کرد ....میشد هم نمی کردم .
اول اینکه این .
منم خبر نداشتم میسترس مطلعم کرد که همچین چیزی هست .

ثانی اینکه زندگی بدون آنتی دپرسان جالبتره ... تا مغز استخوون درد واقعی رو حس می کنی.
ثالث اینکه بزودی مجبور میشم به گرده افشانی رو بیارم ... ملت جذابیتشون رو از دست دادن.
رابع اینکه فک کن یه سایکو مث من مجبور بشه تو اتاق مشترک زندگی کنه .
خامس اینکه تورنت از کار میفته چل درصد فیلمه دانلود شده دیگه دی اچ اچ تی لاگین نمیشه صدا سگ باس بدی .
سادس اینکه یه مغازه هست تی شرت های اسمیت اند وسون و کلت و اینا میفروشه نافرم وسوسه انگیزه ولی آخرین کاری که می خوای بکنی اینه که همچین چیزی بپوشی را بری اینور اونور.
سابع اینکه غذا خوردن هم مصیبتیه وقتی نمیشه آشپزی کنی : پیش به سوی سرطان ریه و نارسایی کبد و قانقریا و بوتولیسم و پوکی استخوان و غلظت و خون و چربیشون و دیابت و درد و کوفت و مرض و یاخودوس
ثامن اینکه If this is your first night at FIGHT CLUB, you HAVE to fight.
تاسع اینکه یکی بشینه یه کار مفید کنه یه کوییز واسه ساب ژانرهای متال درست کنه من دیشب سعی کردم نتونستم فکرم رو متمرکز کنم نصفه موند.عاشر ا
تاسع اینکه مرلین منسون - اویدنس
-----
پ . ن : این یاره سی ثانیه به سی ثانیه به من میگه خیلی داغونی ... خودم می دونم مرتیکه ی فیلان تا حالا مگه موجود داغون ندیدی تو؟