۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

هیچ بودگی

کماکان در حالت گوگیجه به سر می برم....
به زودی بعد از جمع شدن اعصاب و روان مث آدم این مکان را آپدیت خواهم کرد نخطه
فعلا ملالی نیست به جز کابوس و بیخوابی و بیهودگی

-----------
پ . ن : جدیدا سیگار که می کشم فشار خونم می افته پایین یه دفعه سرگیجه می گیرم حس می کنم وزن داره سبک میشه .... احتمالا به زودی سکته ی مغزی می کنم
پ . ن 2 : پـ.فیوس حکیم می فرماید
It's peanut butter jelly time



۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

The Conversation Pt.1

A:I'm not a slave ...
--------
L:Yes u are!
--------
A : No ... heed my warning.... no one can stand in my way when I come out of my shell
--------
L:تو را بدون دهانی برای اعتراض خریده ام!...تو را بدون پایی برای رفتن خواهم داشت....دستان خون آلودت را با تیغ های مهربانی ام مزین میکنم!..من تو را خواهم داشت با لبخند محوم در تلاش فرار پوچ تو
--------
A:به نوازش تیغ هم شده دهانی خواهم گشود .... به مدد پای چوبین هم شده برخواهم خواست .... دستان مرا انسی است با تیغ و خون .... لبخند بر لبانت خواهد خشکید
--------
L:کور خواهمت ساخت با لبخند تلاشت...چوبهایت به آتش کشانم برای پایکوبی ماندگاریت...تیغ هایم را دستوردهم به زهر دادنت به جان امیدت...با پوچی در کوره ساخته شده ام فراموشیت چشانم
--------
A:با چشمان بی نور بر تلاشت برای خاموش کردنم قهقهه خواهم زد ..... در آتشی که برافروختی دست افشانی و پایکوبی می کنم تا خاکستر شوم ..... و از خاکستر من هزاران تن چون من برمی خیزند و فریاد زنان زندگی از کف رفته را طلب خواهند کرد

-------
L:خاکسترت را غسل خواهم داد به خون بردگی در وجودت...بردگانم را خوش آمد می گویم با دستان بی وفایم...صدای پایکوبی ات را حفظ خواهم کرد در آرزوی محالت....قهقهه هایت راپاس خواهم داشت در تبادل با تاریکی شومت
-------
A:تاریکی روحم میل سروریت را خواهد بلعید .... هزاران من آزاد خواهند زیست و آزاد خواهند مرد ....یکی برای همه و همه برای آن که خاکستر شد ..... صدای فریاد ها ، خنده ها ، ضجه ها خواب را از چشمانت خواهند ربود
-------
L: دوستت می دارم ای بردک خواها ن آزادی من..برده ی ارضای روح خسته و نفرین شده ی منی تو....نعره هایت آوازی دلنشین است در گوشانم...تاریکی روحت ستون های این قلعه آغشته به شرارت است....خاکسترت آرزوی دیرینه قلب حریصم...ضجه هایت غذای وجودم...تکا پویت سرگرمی اوقات کسالتم
-------
A:آرزوی درهم شکستنم را با خود به ابدیت تاریکی و تنهایی خواهی برد ..... ایستاده خواهم مرد.... و باز خواهم گشت با قدرت هزاران بار بیشتر .... در قلعه ی شرارتت تا ابد محبوس خواهی ماند ..... ارتش تاریکی نمی ترسد ، نمی میرد و نمی شکند..... بر حذر باش از شعله ور کردن آتش تاریک ترین زوایای روحم .... برحذر باش از خیزش شیطان درونم
-------
L:دوست خواهم داشت آن تنفس پر نفرتت را...آگاهت میکنم به تاریکی مخوف ومسمومم....توگر خواهی مرا ترسانی از آفتاب بگو نه از سازنده وجود من-تاریکی و شومی.....مرا سالیان است عهدی پایدار با شیطان درونت...مرا سازشی است طویل با نیروهای پلیدت


Thanks to Lady In Black