۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

Our Hero




The rain will wash their faces
Of Their sweat and others blood
Every crime needs an excuse
” We kill in the name of God”
But late at night , the fear returns
I sit in the bird’s nest , hold my gun and pray :
Take away our fear and light our way
But for some reason I can’t forget
The screams of the innocent , The faces of the dead
Here , Death is so close yet salvation so far away
I’m a hero who’s killed , raped and disabled many
and hopefully no one will know this but me
That I put out the last spark of hope in her eyes
Please God … Send the reaper
For my lips desire an eternal kiss from my gun barrel
Please god … I don’t want to go to hell



باران از چهره هایشان خواهد زدود
عرق ایشان و خون دیگران را
هر جنایت عذری می طلبد :
” ما در راه خدا می کشیم.”
اما نیمه شب , ترس باز می گردد
در برج دیده‌بانی می نشینم و تفنگ در دست دعا می کنم :
وحشت را از ما دور گردان و راهمان را روشن
ولی نمی توانم فراموش کنم
ضجه های بی گناهان و چهره های مردگان را
اینجا , مرگ بس نزدیک و رستگاری بس دور
من…. قهرمانی که بسیاری را کشت و مجروح و هتک حرمت کرد
و امیدوارم کسی دیگر نداند
که آخرین جرقه‌ی امید را من در چشمانش خاموش کردم
تمنی می کنم خدایا … فرشته‌ی مرگ را بفرست
لبهایم از لوله‌ی تفنگ بوسه می طلبند
تمنی می کنم خدایا …نمی خواهم به جهنم بروم


بخشی از پروژه‌ی

"گرنیکا"


۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

توگوتوبوخو



مریدی پفیوس حکیم را گفت : ای حکیم ... چگونه این شدی؟
حکیم به دوردستت چشم دوخت و چنین پاسخ داد : در عنفوان جوانی در صحاری افریقیه طی طریق می کردم .
جادوگری سیه چرده و به غایت نحیف اشارت کرد که نزدش روم . اطاعت امر کردم .
پس صیحه زد گوتوبوخور ....و بگذار مردمان گوشونوبوخورن .
این سخن و آن نفس دیده‌ام گشود و اسرار نهان هویدا کرد.

۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

Caressed By Flames







يه موقعي فرصت پيش اومد بعضي از اين آدماي آنلاين از نزديك ديدم
آدمايي كه تو محيط گه خاكستري بزرگ شدن ولي از اكثر همسناشون تو دنيا گنده ترند
گوششون چششون حساسه خوب تشخيص ميده رنگ و و صدا رو
مغزاشون كار مي كنه ، توليد مي كنه
عكاس خوب
نويسنده‌ي خوب
طراح خوب
موزيسين خوب
معلمي هم بالا سرشون نبوده هيچ نامعلم توسرشون هم زده
حالا تو يه سري رو فراري دادي يه سري ديگه رو انقد فشار دادي
كه برن يه گوشه‌ا‌ي با هزار و يك جور مرض رواني تنها جون بدن
حالام مي خواي با يه مشت انسان نئاندرتال چرخ هنر و فرهنگ و آموزش رو بگردوني؟
باشه .. موفق باشي
هرچي بـ ريني كود ميشه واسه رشد بعديا


--------

*عنوان از اين آهنگ گرفته شده

۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

ذهن‌ان و قلب‌ان


مدتيه در اين فكرم كه آيا
اون كسي كه ظاهر شادي داره و باطن داغوني مفلوكتره
چون بعيده كسي بفهمه درد و مرضش چيه
يا اينكه
اون كسي كه بالكل داغونه و اونقد ازش (يا بهش ) رفته
كه نمي تونه ماسك خوشحالي رُ رو صورتش حفظ كنه